حميد احمدى
249
تاريخ امامان شيعه ( فارسي )
امام عليه السلام به هيئت قمىها دستور داد كه از اين پس پول و وجوه شرعى را به سفير ايشان در بغداد ، ابوعمرو عثمان بن سعيد تحويل دهند و چيزى به سامرا نياورند . در دوران غيبت صغرى ، ارتباط امام عليه السلام با شيعيان از طريق نوّاب خاص انجام مىگرفت و در مواردى نيز برخى وكلا و نمايندگان حضرت در مناطق مختلف به خدمت ايشان مىرسيدند . در گزارشهاى تاريخى و روايى موارد متعددى از اين ديدارها ثبت شده است . نمايندگان خاص در دوران غيبت صغرى در اين دوران ، امام عصر عليه السلام از طريق چهار نفر - كه نايبان خاص و از ابواب امام عليه السلام بودند - با شيعيان در ارتباط بود و امور شيعيان توسط اين نمايندگان حل و فصل مىشد . اين چهار نفر كه مورد اعتماد امام عسكرى عليه السلام و شيعيان بودند ، يكى پس از ديگرى وظيفه نمايندگى را برعهده گرفتند . نوّاب با وكلاى امام عصر عليه السلام از طريق شبكه گسترده نهاد وكالت در دورترين نقاط سرزمين اسلامى پيوسته در ارتباط بودند . آنان نامهها ، درخواستها و پرسشهايشان را به محضر امام عليه السلام مىرساندند و از اينسو توقيعات « 1 » و پاسخهاى حضرت را به شيعيان ابلاغ مىنمودند . نواب خاص امام عليه السلام همه امور را پنهانى و بدون جلب توجه حكومت انجام مىدادند . افزون بر اين ، دورى شيعيان از قيامها و حركتهاى اعتراضآميز سبب شد شيعيان با تهديدهاى كمترى از سوى حكومت مواجه گردند و بتوانند اوضاع خويش را بسامان و تثبيت كنند . اين سياست موجب شد شيعيان امامى در مركز خلافت عباسى حضور قاطع خويش را حفظ كنند و بهعنوان اقليتى رسمى و شناختهشده ، خود را بر حكومت عباسى و افراطيان با نفوذ در بغداد ، تحميل كنند . در اين زمان مركزيت شيعه با تشكيلاتى منسجمْ در بغداد مستقر بود و بر شيعيان در ديگر شهرها نظارت مىكرد . نفوذ شيعه آنچنان افزايش يافت كه در حكومت نيز راه يافتند و حتى در دستگاه خلافتْ متصدى مقام وزارت شدند . « 2 » اين در حالى است كه شمار شيعيان نيز رو به فزونى نهاد . اين توفيقات با هدايت امام عليه السلام و تلاش و هوشيارى نواب ايشان انجام گرفت . از اين رو ، ضرورى مىنمايد كه بهاختصار با شخصيت نواب خاص امام عصر عليه السلام و بخشى از اقداماتشان آشنا شويم . 1 . عثمان بن سعيد عَمرى او نخستين نايب خاص امام عصر عليه السلام بهشمار مىرفت . وى روغنفروش ( سمّان ) بود و در واقع
--> ( 1 ) . توقيع به معناى نوشتن بر حاشيههاى متننوشته يا نامهاى است . ( 2 ) . بنگريد به : عباس اقبال ، خاندان نوبختى ، ص 96 و 97 .